نگاشته شده توسط: darya | مارس 25, 2010

سایه های روشن نور

کوچه ها خلوتند… کوچه باغ های سبز… دیوارهای گلین… دیوارهای گلین که رد پنجه های خونین بر آن مانده است…»بوی خاک پاک تازه باران خورده» می آید … و آه باران! چه طراوتی دارد!

من اینجایم… زیر سقف کبود… زیر حصار ابر…زیر شعاع نور… من اینجایم… زیر سقف بلند مهر… سوزنده در آتش فروزان عشق…

و زمین سجده گاه من است … محرابم پای درخت بلندی است، که در سایه اش برکه ای از عشق جای دارد… و از میان شاخه هایش، سایه های روشن نور می درخشد…

زنهار از طوفان… زنهار از آفتاب و باد…

با خودم می گویم : بال بگشای ! پرواز کن ! آسمان آغوش گشوده و در انتظار است… و امید در فراسوی انتظار در افق پنجه می افکند…

خودم ، 1387/4/10


پاسخ

  1. سلام طاهره خانم شما هم که اینجا تشریف دارید :) دارم به وب های بچه ها فرفر و تویت سر میزنم :)
    موفق باشید

    • سلام. خوش اومدید

  2. سلام خوبی خوبم من بار اوله وبت رو میبینم زیباست مرسی ایول خیلی عالیه حال کردم به منم یه سری بزن خوشحال میشم منتظرم

  3. سلام دوست عزیزم
    آرزو دارم از لحظات زندگیت بهترین استفاده رو بکنی و روزهای پرباری را در پیش رو داشته باشید .
    اگه به مطالب روانشناسی علاقه داری در وبلاگ زیر منتظر حضور و نظرقشنگتون هستم – با آرزوی بهترین ها برایتان – احمد فلاح
    http://www.affa110.blogfa.com


پاسخی بگذارید

در پایین مشخصات خود را پر کنید یا برای ورود روی شمایل‌ها کلیک نمایید:

نشان‌واره‌ی وردپرس.کام

شما در حال بیان دیدگاه با حساب کاربری WordPress.com خود هستید. بیرون رفتن / تغییر دادن )

تصویر توییتر

شما در حال بیان دیدگاه با حساب کاربری Twitter خود هستید. بیرون رفتن / تغییر دادن )

عکس فیسبوک

شما در حال بیان دیدگاه با حساب کاربری Facebook خود هستید. بیرون رفتن / تغییر دادن )

درحال اتصال به %s

دسته‌ها

دنبال‌کردن

هر نوشته‌ی تازه‌ای را در نامه‌دان خود دریافت نمایید.